خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for می, 2008

اين عكس رو چند روز پيش توي يكي از بازارچه ها گرفتم ، برام جالب بود ، مهناز افشار اونم با چادر عربي ، تصور كنيد !

Read Full Post »

توي مملكت ما همه چيزش مجاني مي چسبه ، حتي اگه ور زدن باشه ، اونم از ساعت 12 شب تا نمدونم چند صبح ،
اونم شب جمعه ،
طرف اگه شده گوشي رو دم دهنش روشن مي ذاره تا صبح فقط خرناس مي كشه اما اين اوكازيون رو از دست نميده ،
مرتضي پونزده [...]

Read Full Post »

 

Read Full Post »

 من اعلان خطر میکنم … ای بالاترینی من اعلان خطر میکنم ! ای بالا اولی من اعلان خطر میکنم ! ای بالا قدیمی من اعلان خطر میکنم ! به هوش باشید !! اینها میخواهند ما را دور بزنند … ولکن ما انها را دور خواهیم زد به حول و قوه الهی … ما همه را [...]

Read Full Post »

 دم دكه روزنامه ساعت يك نصف شب صف بود ،
صف كه نه ، پنج شش نفر اون جلو مي لوليدن ،
رفتم جلو ، نفر اول سه نخ سيگار گرفت ، يكيشو روشن كرد و رفت ،
نفر دوم يه بسته سيگار گرفت با عجله درشو باز كرد ، يكيشو روشن كرد و همچين عميق يه پك [...]

Read Full Post »

نشسته بود فقيهي به صدر مجلس درس
به جاي لفظ ” عن ” اندر كتاب خود ” من ” ديد
قلمتراش و قلم برگرفت و “من ” ، ” عن ” كرد
از آن سپس كه در او بود اندكي ترديد
يكي ز طلاب اين ديد و گفت با دگران :
جناب آقا ” عن ” كرد ، جمله [...]

Read Full Post »