
توي مملكت ما همه چيزش مجاني مي چسبه ، حتي اگه ور زدن باشه ، اونم از ساعت 12 شب تا نمدونم چند صبح ،
اونم شب جمعه ،
طرف اگه شده گوشي رو دم دهنش روشن مي ذاره تا صبح فقط خرناس مي كشه اما اين اوكازيون رو از دست نميده ،
مرتضي پونزده سالشه ، هفته اي يه بار و گاهي هم بيشتر چند تا برگ سبز از جيب باباي بدبختش كش ميره ،
مشتري ثابت دكه روزنامه فروشي سر كوچه اس ،
پنج تا هزاري رو تقديم مي كنه و يه كارت شارژ مي خره و جفتك زنون در حاليكه داره با ناخن شصتش برچسب روي كد شارژو پاك مي كنه ميره خونه تا از صحبت هاش عقب نيفته ، شمار دوست دختراش از انگشتاي دست و پاش هم بيشتر شده ،
تبريز ، تهران ، مشهد ، اهواز ، رشت ، شيراز ، كرمان و … ، به بعضيا ميگه آبجي ! فقط اس ام اساي مودبانه و پاستوريزه براشون مي فرسته ، بعضياشونم زيدشن ، چند تاشون بيوه ان ، چند تاشونم دانشجو ، اس ام اس ميدن خلاف ، ازون اس ام اساي مثبت 18 ،
مرتضي هم واسه اينكه از قافله عقب نيوفته از بر و بچ اس ام اس مي خره ( دونه اي 50 تومن ) مي فرسته براشون ،
بازار كداي مخفي هم كه تا دلت بخواد داغه ، كدائي كه باعث ميشه شماره ات نيفته روي گوشي طرف ، كدي كه اس ام اسو مجاني مي كنه ، كدي كه طرف اگه بهت زنگ بزنه ميگه تو مردي و از اين كوفت و مرگا ، مرتضي اگه كارت شارژ گيرش نياد مثل معتادايي ميشه كه مواد بهشون نرسيده ، اخلاش گه مرغي ميشه ، به هرچي جلوي پاش باشه لقد مي زنه ، داد مي زنه ، فحش ميده ، اگه جيبي يا كيفي دم دستش بياد رحم نمي كنه ، اما فقط پنج تومن ، بيشتر بر نميداره ، آخه خيلي هم نامرد نيست …
حسن بيست سالشه ، چند ساله ترك تحصيل كرده ، توي نونوايي كار مي كنه ، هفته اي ده تومن ميگيره ،
پنج تومنش يك كارت شارژ ميشه پنج تومنشم پس انداز مي كنه ، عشقش مال شباي جمعه اس ، تا صب مجاني ، اي جون ، ده دقيقه مونده دوازده شب شروع مي كنه به جفتك انداختن ، راس دوازده ميره توي كمد لباس دور از چشم باباهه از روي ليست بلند بالاش كه پر از شماره است شروع مي كنه يكي يكي شماره گرفتن ، زري و پري و مصي و عسل و …
ور ور ور تا صبح ، كنفرانس درست مي كنه و ميشه رييس ، هي يكي رو دعوت مي كنه يك رو ميندازه بيرون ، آي حال مي كنه ، چي مي گن ؟ صداي خر در ميارن ، شعر مي خونن ، جوك مي گن ، سوت مي زنن ، نفس مي كشن ، خلاصه به معني واقعي كلمه چرت مي گن ، صب جمعه مثل ميت مي افتن تا شب ، باباي حسن مي گه بچه مگه تو ديشب نخوابيدي ، حسن اما نا نداره حرفي بزنه ،
دخترا وضعشون بد تره ، مدام انگشتاشون روي دكمه هاي موبايل رژه ميره ، استاد اس ام اس زدن با چشم بسته ان ، دوست پسر رديف مي كنن قد موهاي سرشون ، با بعضيا ميشن آبجي با بعضيا رفيق با بعضيا هم همسر !
با بعضيا لوند صحبت مي كنن با بعضيا محكم با بعضيا عشوه اي و حشري و با بعضيا هم با صداي بچه ها ،
شونصد تا اسم مستعار رديف مي كنن و شبا زير پتو ( در حاليكه ننه و بابا فكر مي كن بچه ماهشون در خواب نازه ) غرق گفتگو در كنفرانساي مختلطن ، بعضياشون كه چند تا لباس بيشتر از بقيه پاره كردن همينطوري واسه خودشون شوهرم پيدا مي كنن ، گاهي وقتا شوهراي دائمي گاهي وقتا هم شوهراي چند دقيقه اي اونم فقط مكالمه اي ،
خلاصه ، حكايتيه اين طرح هاي قرمز و آبي و طلايي و روياي پرواز دونفره با هواپيماي اختصاصي مستقيم تا ويلاي شمال اونم طوري كه درست شب جمعه برسي اونجا ،
بنده خدا مي گفت با ايرانسل عاشق يه دختره شدم ، كار مي كردم براش كارت شارژ مي خريدم كه بهش فشار نياد كدشو تلفني براش ميخوندم ،شيش ماه كه گذشت از شهرستون رفتم تهرون دنبالش ، ديدمش ، عاشق تر شدم ، قرار مدار عروسي رو گذاشتيم و برگشتم شهرستان ، دو هفته نگذشته بود كه شمارهء دختره رو توي گوشي رفيقم ديدم ، پرسيدم اين كيه ، گفت اين كه شماره اش تابلوئه ، ازون دختراي اهل حاله ، بچه هاي بهش ميگن سوزي ،
ميگه با دست محكم زدم رو پيشونيم و گفتم : آي بسوزي …
مرسی که لینک دادی
الان بهت لینک دادم
خیلی قشنگ نوشتی مرسی واقعا حال کردم و زیبا بود
محشر بود.
مطلبت جالب بود…دستت درد نکنه…شایه اگه واقعی تر بود بهتر میشد..یا تلخ و شیرینیش بیشتر بود …البته ما که لذت بردیم…
ممنون سينا جان .. ايشالله توي نوشته هاي بعدي نظرتو بيشتر جلب مي كنم
محمد و الف عزيز از شما هم ممنون
neveshte hatun kheili khub bud
hal kardam
montazere baadiash mimunam
tanxxxxxxxxx
…………..
پاسخ : ممنونم محمود عزيز
نوشته بسیار جالب و زیبایی بود
منهم از اعضای بالاترین هستم
شمارو لینک کردم
…………………………
پاسخ : لطف كردي ، ممنونم .
جالب بود ای بسوزی!
دانلود فیلم با لینک مستقیم
http://www.payadesign.ir
ای قربون انجل برم مو … قشنگ نویشته بودی یره …خصوصا ای اخرش که نیویشته بودی سوزی ای بسوزی
مگم ایجور مثه کلاس اولیا جواب نده یره … توی کامنتا رو اسم طرف کلیک کنی مره تو ویرایش …. اووخ متنی زیرش خط بیکیشی جواب او یره ره بدی !
مذاشتی ریحونی ..گیشنیزی چیزی
افتاد !
بعدشم که تقلب کردی که یره ! تلخون بره چی
………………
پاسخ : ممنونم مسعود جان از راهنماييت .. من كه سوات اينجور كارا رو ندارم مگه شما بزرگترا يادم بدين
ضمنا مگه تلخون اسم بديه ؟ يه خورده شباهت داره به اسم وبلاگ شما اما فقط يه خورده … بازم دلخوري بهم بگو
کاش مینویشتی چند درصد از اینا صبش یاید برن حموم
………………
پاسخ : حموم واسه چي؟!
دستت طلا سینا جان
دقیقا یکی ازبچه های خوابگاه ما که مشهدی بود هم همینطوری بود که تو گفتی.
از هرجاییکه فکرشو بکنی تو ایران شماره دختر داشت هرشب با چند تا از دوستاش زنگ میزدند تا صبح میلاسیدن!کنفرانس تشکیل میدادن،بزنو بکوب میکردن(دقیقا عین این اقا مرتضی)…
…………..
پاسخ :
منظورت از سينا جان من بودم ؟!
مثل اينكه اين بچه مشهديا در كل خيلي شيطونن
عالي بود …….ماچ
….. ….
پاسخ : ممنونم
سلام سوزی جان… اِ ببخشید… آنجل جان! اینجا اساسی تغییر کرده ها اول نشناختم تو که اومدم هم چی غریبی کردم یه چند قدمی رفتم عقب.
می گم این توضیحا که دادی در مورد کنفرانس و اینا … تو رو خدا اگه یه جایی بود شماره منم بده دعوت و اینا. این صدای خردرآوردن منو خیلی کنجکاو کرده می خوام تجربش کنم. قربانت.
……………………..
پاسخ : سلام نگار جان ، حالا منو با سوزي عوضي ميگيري ناقلا ؟ اين تغييراتم بنا به مصلحت بود ، اگه خواستي بياي كنفرانس بايد با سوزي در تماس باشي من كه اهل اينجور جينگولك بازيا نيستم قربونت ،
در ضمن این چرا میگه نظر شما در انتظار تعدیل است؟ می خوای اخراجم کنی؟
…………..
پاسخ : نه عزيزم ، اين جزو مراحل اداريشه
ایرانسل اگه می دونست می تونه اینقدر باعث افزایش دوستی بشه شاید ساعات خوشش رو بیشتر می کرد
سلام دوست عزيز
“رايگانهاي اينترنت” با پيج رنك 5 و همچنين 2 وبلاگ ديگر من با پيج رنك 4 گزينه هاي مناسبي براي افزايش سريع رنك سايت يا وبلاگ شما و همچنين كمك در بهتر ايندكس شدن مطالب شما در موتورهاي جستجو خواهند كرد. براي كسب اطلاعات بيشتر لطفا اينجا را بخوانيد :
http://mer30.wordpress.com/link-transmit
موفق ياشيد.
jaleb boood, man ye conferans tooop soragh daram har ki khast mitooone biad, ma tooo in conferans bishtar dar morede doahaye shabe jome sohbat mikonam… moafagh bashid
جفتک انداختنش چیه دیگه؟؟
مفته دلش میخواد صحبت کنه لاس بزنه.یا هر چیزه دیگه.
مثه اینکه شما دوست داری پول بدی صحبت کنی!!؟؟
شایدم با کلاس تره آره؟؟
با gf اش لاس میزنه.میتونه میزنه به کسی چه ربطی داره.
توام اگه دختر پا نمیده بهت حسودی نکن.آفرین.
طنزت خیلی قشنگه تلخون جان. همینطور اسم وبلاگتو خیلی دوست دارم یاد کتاب صمد بهرنگی میافتم.
………………
پاسخ : ممنونم زيتون عزيز ، من مدتهاست وبلاگتو مي خونم ولي از وقتي فيلتر شده زياد نمي تونم بيام اونجا ، خوشحالم كردي ، ضمنا در مورد اسم وبلاگ هم بايد بگم از روي داستان زيباي صمد اين به همين اسم ، اين عنوان رو انتخاب كردم .
[...] شب هاي جمعه و عشق هاي ايرانسلي [...]
[...] شب هاي جمعه و عشق هاي ايرانسلي ! [...]
[...] http://sizdah.wordpress.com/2008/05/29/irancell-2/ [...]
اِ اِ پس بگو چرا اين برادر كوچيكه و اون خواهر كوچيكه جفتشون ايرانسل هم خريدند! ما رو بگو كه فكر ميكرديم واسه “مديريت هزينه” است. پس اون چشماي پف كرده سر صبح جمعه واسه پروژه شركت و درس خوندن كنكور نيست!؟!؟
چه زود عين پيرمردا شدم؟ چيزي از كارايي كه جوونترا ميكنن نميدونم.