خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ ژوئن, 2008

- الو ، الو ، اصغر كوجيي يره ؟
- هيس ، خِفِه رو ، چِرِه داد مِزِني تخمِسّگ ، قاييم رِفتُم لا درختا ، اينجه دِرِه شُلُغ مِرِه كم كم ،
- نِبّابا ، جانِ ما ؟!
- مو كه زَرد كِردُم به جان مادرُم ، از در و ديفال پوليس دِرِه ميريزه تو پارك ،
- نگاكن [...]

نوشته را کامل بخوانید »

عكسي كه مشاهده مي كنيد يكي از عوامل معلوم الحال و آمريكايي عضو گروهي تروريستي است كه در سفر اخير رئيس جمهور عزيزمان به عراق قصد ربودن ايشان را داشتند. اين اجنبي براي اينكه كامل شناخته نشود خودش را در لباس مبدل ( كاپشن چرم اسرائيلي ) پوشانده است ولي در هر حال چهره كريه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

چون خبر منفيست ، مثبت ميدهم
راي آبي را به آفت ميدهم
مملكت پر گشته از اخبار داغ
از سر محمود و ملاهاي چاق
تا كه گندي ميشود حاصل از اين
مي رود بالا در اين بالا ترين
يا تجاوز ياتحصن ، يا دروغ
يا گراني هاي پودر و كشك و دوغ
يا سخن هاي كميكي از رجال
يا جوك اس ام اسي از [...]

نوشته را کامل بخوانید »

زن رو به خدا كرد و گفت :
- چرا بايد ديه ما نصف ديه مردها باشد ؟
خدا مهربانانه فرمود :
- عزيز من ! اگر با كشتن ، تو را از شوهرت بستانند ، به او بيست ميليون ميرسد ولي اگر او را بكشند ، تو صاحب چهل ميليون ميشوي !
زن لبخندي زد و گفت :
- [...]

نوشته را کامل بخوانید »

مرحوم حاج آقا مجتهدي ازون وعاظ خوش سخن و مشهور تهروني بود كه پارسال فوت كرد ،
اين جريانو ايشون توي يكي از جلساتش نقل مي كنه با همون حالت خاص گفتمان خودش كه بايه خورده تغييراينجا مي نويسم :
- يه آخوندي زير آفتاب تند ظهر تابستون يه جا سايه پيدا كرده بود ومنتظر [...]

نوشته را کامل بخوانید »

اگه عزرائيل زن بود …

اونطوري جون دادن زياد هم سخت نبود !

نوشته را کامل بخوانید »

نمي دونم كسي بين فوتبالدوستان هست كه صحبتاي كارشناساي فوتبال ايراني رو به حواشي پايان بازيهاي جام ملتهاي اروپا ترجيح بده يا نه ،
ولي اگه بخوام در مورد خودم حرف بزنم بايد بگم تاسف مي خورم به حال اون هموطنايي كه ماهواره ندارن يا به هر علتي نمي تونن اين بازيها رو از طريق ماهواره [...]

نوشته را کامل بخوانید »

زن ها فرشته اند !

یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه .
بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه .
ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.
وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ، رانندهء خانم بر میگرده میگه:
- آه چه جالب شما مرد [...]

نوشته را کامل بخوانید »

ديدن اين نقاشي بهم آرامش ميده ، خوشبختي چندان هم دور از دسترس نيست .

نوشته را کامل بخوانید »

سوار اتوبوس ميشي و از بخت خوش يه صندلي خالي پيدا مي كني و خسته از كار روزمره و دغدغه هاي زندگي مي تمرگي روش و يه نفس عميق آكنده از بوي عرق تن و ادكلن و بوهاي نامطبوع ناشناس ديگه ميكشي توي ريه هات ،
هنوز آروم نگرفتي كه موبايلت كه بر حسب كارت [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »